تبليغاتX
سفره دو سین سیاه و سپید - نیما ماهان

سفره دو سین سیاه و سپید - نیما ماهان

 

 

شمع

 چه همزاد عجیبی بود!

او هم تا می سوخت

هستی اش را قطره قطره به اشک هایش میسپرد.

  

سلام

خیلی وقت میشد که نه  فرصتی برای به روز شدن نداشتم و البته  نه دل و دماغشو  ... ممنون از همه تون که توی این مدت  به یاد من بودین

اما داره برف خوبی میاد و شاید الان وقت یه غزل سرده

 

 

 

دور سرم نگرد به جایی نمی رسی

در نبض این نفس ، به هوایی نمی رسی

 

 

 

من خود سبب شدم که کمی پر گرفته ای

بالت شکسته شد ... به رهایی نمی رسی

 

 

 

گنجشک! آسمان ، همه سهم عقاب هاست

جز شهر شاخه ها به سرایی نمی رسی

 

 

 

صد بار گفته بودمت این شرط را کلاغ !

در قصه ام اگر که بیایی نمی رسی

 

 

 

با این صدای زنگ تو از خواب می پرم

بعد از صدای بوق .  .  . (( کجایی؟ نمی رسی؟ ))

 

دیماه ۹۰

نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط نیما ماهان| |


 

 

سلام

اول از همه حلول ماه مبارک رو تبریک میگم و امیدوارم که همه مون بتونیم واسه باقی راه مهیا و محیا بشیم. ما رو هم وقتی که آوای ربنا در حریم دلهاتون پیچید از دعای خیرتون بی نصیب نذارین.

دوم اینکه غزلی که خواهید خواند قرار بود ماه ها پیش آماده بشه و اما گاهی غزل جاری نمیشه و غزل توی مطلعش زندانی میشه و گاهی هم بقول مرحوم نجمه زارع  (( غم که می آید ، در و دیوار شاعر میشود    در تو زندانی ترین رفتار شاعر میشود    مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی    خط کش و نقاله و پرگار ، شاعر میشود ))

 از همین بابت احتمالا متوجه دو تکه بودن و شکاف در بدنه  شعر بعلت وقفه ایجاد شده خواهید شد!

و سوم اینکه  این غزل رو از بابت اینکه قولش رو ماهها پیش به سرکار خانم عزیزدوست داده بودم و تا الان شرمنده شون شدم به ایشون تقدیم می کنم:

 

 

 http://www.piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=570

 

 

( با توجه به انتشار شعر در  سایت "پیاده رو"  لینک شعر قرار داده شده)

نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط نیما ماهان| |


 

 

تکه تکه شکست آینه ای ، بر سر بادهای طوفانی

ابرها هم دوباره درهم رفت مثل ابروت روی پیشانی

 

بر سرم قطره قطره و نم نم ، باز باران دوباره میبارد

تا مرا حَل کند درون تو ، تو که تلخی ِ چای ِ سیلانی

 

عطر تلفیقی تنت با من ، خود ِ تصنیف ِ (( بوی باران ))* بود

من که عطرم شبیه الوند و تو که هم بوی خاک گیلانی

 

اعتیادم به نشئه ی کاغذ ، تا تو رفتی دوباره آسان شد

می نوشتم ... مچاله میکردم ... بیتهایی پر از پریشانی

 

تخت جمشید و قصر الحمرا ، ماچوپیچو و معبد پترا **

جمع جمعند در درون دلم ، یعنی اینجاست اوج ویرانی

 

(( نگشاید دلم چو غنچه اگر ، ساغری از لبت نبوید باز))***

غنچه پژمرد و ریشه خشکانده ... تو هنوز از لبم گریزانی؟

 

 


* تصنیفی با صدای محمد رضا شجریان بر روی کلام منظوم فریدون مشیری که از آثار موسیقی تلفیقی ایران محسوب میشود.

** ۱) قصر الحمرا در اسپانیا از مشهورترین آثار معماری اسلامی قرن ۱۳ است. ایده اصلی این کاخ ایجاد بهشت بر روی زمین بوده و با توجه به اینکه آب بعنوان ارزشمندترین عنصر زندگی مسلمانان صحرانشین نقش ایفا میکند در این قصر با انتقال آب از سرچشمه ها به داخل قصر مخصوصا باغ عمارت ( باغ  Lions) در گوشه و کنار باغ زمزمه آب شنیده میشود. چندی پس از فتح قصر توسط مسیحیان در قرن ۱۵ با مرگ شاه و ملکه کاتولیک، فردیناند و ایزابلا در همانجا به خاک سپرده شدند تا شاید رویای مسلمانان درباره بهشت روی زمین قلبهای سرد این دو را گرم نماید.

       ۲) شهر ماچوپیچو در پرو از شکوهمندترین آثار امپراطوری اینکاها در قرن ۱۵ است. این شهر عجیب بر فراز ابرها از نصف کوهستان آند شروع شده و بر تمام جنگل آمازون سایه افکنده و در بستر رودخانه اوروبامبا قرار دارد. سالها بعد این شهر به علت شیوع آبله رها شد و با حمله اسپانیایی ها و تار و مار کردن اینکاها این شهر به مدت ۳ قرن  در تاریخ گم شد. در تاریخ ۷/۷/۲۰۰۷ این شهر بعنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید به ثبت رسید.

     ۳) معبد پترا  در اردن از عظیم ترین آثار سنگی جهان محسوب میشود. تاریخ پترا به بیش از دو هزار سال پیش برمیگردد به نحویی که کمبوجیه پسر کوروش زمانی که قصد حمله به مصر را داشت در هنگام عبور از این شهر آنجا را مرکز آثار تاریخی جهان نامید. حمله رومیان در سال ۱۰۵ میلادی و وقوع زلزله هایی در سالهای ۷۴۶ و ۷۴۸ باعث متروکه و نابود شدن این شهر شد. در تاریخ ۷/۷/۲۰۰۷ این اثر بعنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید معرفی شد.

*** بیتی از حافظ

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 9:58 قبل از ظهر توسط نیما ماهان| |